حسين بن حسن خوارزمي
723
شرح فصوص الحكم
بدان توصل كند به هر چه حق از او خواسته است . في تدبير هذا التابوت الذي فيه سكينة الرب . در تدبير اين تابوت كه سكينهء پروردگار در اوست ، از براى آن كه امور كليّه و معانى حقيقيه هميشه متحرك است به محبت ذاتيه ، تا و اصل شود به حضرت شهاديه ، و داخل گردد تحت اسم ظاهر . پس ساكن در حضرت شهاديه در مىيابد معانى را به صورش ، و با او ساكن مىگردد و آرام مىيابد . و لهذا محسوسات اجلاى بديهيات آمد ، لا جرم يقين و علم ذوقى و ايمان عينى و تجلى شهودى حاصل نمىشود مگر در اين حضرت . و از آن « 16 » جهت كه حضرت شهاديه واسطهء نيل اين سعادت است دنيا مزرعهء آخرت آمد و سكينهء رب گشت . فرمى به في اليم ليحصل بهذه القوى على فنون العلم . پس انداخته شد در اين دريا ، تا به واسطهء اين قوى ، غالب آيد بر فنون علوم حاصله به حواس ظاهره و باطنه . فأعلمه بذلك أنه و إن كان الروح المدبّر له هو الملك ، فإنه لا يدبره إلا به . فأصحبه هذه القوى الكائنة في هذا الناسوت الذي عبر عنه بالتابوت في باب الإشارات و الحكم . پس حق - سبحانه و تعالى - اعلام كرد موسى را به واسطهء وضع او در تابوت و إلقاء در دريا ، كه اگر چه روح مدبّر مر بدن را [ 301 - ر ] ملك مملكت است و تصرّف و تدبير مملكت او را است ، و ليكن تدبير او موقوف است بدين تابوت ، لا جرم مصاحب او گردانيد قواى كائنة را در اين ناسوت كه در باب اشارات و حكم تعبير كرده مىشود از او به تابوت . يعنى : حق - سبحانه و تعالى - روح را مصاحب قوى ساخت كه حالت است در بدن ، كه حق تعالى در اشارت ربّانيه و حكم الهيه او را تابوت خوانده است . كذلك تدبير الحق العالم ما دبّره إلا به أو بصورته . و همچنين است تدبير حق عالم را ، كه حق - سبحانه و تعالى - تدبير عالم نمىكند مگر به عالم يا به صورتش ، از براى آن كه اگر اعيان قابله اش مر تدبير را نباشد ، تدبير متحقّق نتواند شد .
--> « 16 » قا : و آن .